ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

205

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بگذار مردم در فرار آزاد باشند كه وجود آنها سودى ندارد گريختگان از فرط هول و بيم بر يك ديگر سوار شدند و ببغداد پناه بردند طاهر ( بدون جنگ ) وارد مدائن و بر تمام آن نواحى مسلط شد سوى « صرصر » رفت و در آنجا پل بست . بيان بيعت مامون در مكه و مدينه در آن سال داود بن موسى بن محمد امين را ( از خلافت ) خلع كرد او از طرف امين والى مكه و مدينه بود . براى مأمون بيعت گرفت علت اين بود كه بر اختلاف امين و مامون و پيروزى طاهر آگاه شده بود . امين بداود نوشته بود كه مامون را از ولايت‌عهد خلع كند . دستور داده بود كه عهدنامه ولايت‌عهد او را از كعبه بردارد و نزد او بفرستد و آن عبارت از دو عهدنامه بود داود اعيان مكه را جمع و به آنها گفت : شما همه مىدانيد و گواهى در اين عهدنامه داده‌ايد كه اگر يكى از دو وليعهد ( امين و مامون ) بخواهد اين عهدنامه را باطل كند شما يار مظلوم ضد ظالم باشيد داود خود نيز در عداد شهود بود بمردم گفت : با سوگندى كه ما ياد كرده‌ايم و همه در خانه خدا ملزم شده‌ايم بايد ضد خائن عهد شكن قيام كنيم . شما ديديد و ما ديديدم كه محمد ( امين ) ابتدا بظلم و عهد شكنى و خيانت كرد كه دو برادر خود مامون و مؤتمن را از ولايت‌عهد خلع و بى حق نموده و من چنين مقتضى ميدانم كه ما عهد را براى مامون تثبيت كنيم زيرا امين مرتكب معصيت خداوند شد و دو عهدنامه را از كعبه ربوده و براى ولايت‌عهد كودك شيرخوار خود بيعت گرفته . من خلع امين را واجب ميدانم بايد او را خلع كنيم و براى مامون كه مظلوم واقع شده بيعت بگيريم مردم قبول و اجابت نمودند . منادى در اطراف مكه ندا داد كه مردم جمع شوند چون مردم حاضر شدند داود در كعبه خطبه كرد و امين را خلع و مامون را خليفه نمود به فرزند خود سليمان كه والى مدينه بود نوشت كه او هم بمانند آن كار مبادرت كند سليمان هم امين را خلع كرد و براى مامون بيعت گرفت . چون خبر انجام كار